مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

971

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

بيست و چهار ماه ايشان را پرداخت . سپس بر او تاخت آوردند و او در قصر خلد بود بيرونش آوردند و از خلافت خلع كردند و او را با مادرش در « مدينهء ابو جعفر » زندانى كردند و گفت : « خبر شگفت در يازدهم رجب فراز آمد . » سپس او را بيرون آوردند و با او بيعت كردند . مدت زندانى شدن او دو روز بود . سپس همه جا برآشفت . ابن طباطباى علوى در كوفه شورش كرد و جامهء سپيد به تن كرد و اعرابيى از بنى شيبان به نام ابو السرايا همراه او بود . ايشان بر كوفه و سواد چيره شدند . سپس ابن طباطبا درگذشت و او محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن حسن بن حسين بن على بن ابى طالب - رضوان الله عليهم اجمعين ! - بود و نقش انگشتر و درهمهاى او چنين بود : « إِنَّ الله يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ في سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ 61 : 4 ( 61 : 4 ) و در ميان نوشته شده بود : « فاطمى اصغر » . در بصره ، على بن محمد بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ( رضهم ) شورش كرد و چيره شد و جامه سپيد كرد . در مكه ، ابن الافطس حسين بن حسن بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام سر به شورش برداشت و چيره گرديد و جامه سپيد كرد و در سال دويست با مردم حج گزارد . در مدينه ، محمد بن سليمان بن داود بن حسن بن حسين بن على بن ابى طالب سلام الله عليهم شورش كرد و چيره گرديد و جامه سپيد كرد . در يمن ابراهيم بن موسى بن جعفر بن محمد بن محمد سر به شورش برداشت و چيره گرديد و جامه سپيد كرد . در شام ، على بن عبد الله بن خالد بن يزيد بن معاويه شورش كرد و مردم را به خويش مىخواند . طاهر و هرثمه ، محمد امين را محاصره كردند و يك سال با ياران او به جنگ پرداختند تا ياران او كشته شدند و دستش از مال تهى گرديد و كارش به ناتوانى انجاميد . طاهر به مأمون نوشت و نظر او را دربارهء كشتن محمد خواستار شد . مأمون جامه‌اى نابريده نزد او فرستاد . او دانست كه به كشتن وى فرمان داده است . سپاهيان به پيرامون قصر محمد آمدند و او را تحت نظر گرفتند . محمد كس نزد هرثمه فرستاد و از او زينهار خواست . هرثمه او را زينهار داد و ضمانت كرد كه مسلمانان با او وفادار بمانند . ولى طاهر به شتاب آمد و با سنگ و نفط به حرّاقه حمله برد و حرّاقه با تمام كسانى كه در آن بودند پريشان شد . هرثمه بر زورقى كه در نزديكى او بود سوار شد و محمد شنا كرد تا به شط بصره رسيد و ياران طاهر او را گرفتند و نزد او آوردند و